desolation
C1اسم/US /dˌɛsəlˈeɪʃən/ dĕs-əl-ĀSH-ən; UK /dˌɛsəlˈeɪʃən/ dĕs-əl-ĀSH-ən/
خراب
JadoLearn Dictionary
معنی desolation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خراب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بربا درفتن، هرز، هدر
تبار، خراب، فنا کردن
خراب، اضمحلال، هلاکت
بلا زده کردن، نهب
پژمانی، غمگینی، تاثر
لاتی، بی چیزی، تنک روزی
سودا زدگی
عبوس بودن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.