ravage
C1اسم/US /rˈævɪdʒ/ RĂV-ĭj; UK /rˈævɪdʒ/ RĂV-ĭj/
بلا زده کردن، نهب، بلا زده کردن نهب
JadoLearn Dictionary
معنی ravage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بلا زده کردن، نهب، بلا زده کردن نهب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خراب
غارت، تاراج کردن، یغما
یغما، تالان، بیغما بردن
رو دادن، گنداندن، لوس کردن
بربا درفتن، هرز، هدر
درکیسه ریختن، تبره، خورجین
بی جمعیت
تخریب کردن، منعدم کردن، نابود ساختن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.