fatigue
C1اسم/US /fətˈiːɡ/ fət-ĒG; UK /fətˈiːɡ/ fət-ĒG/
تعب، فرسودگی، خستگی
JadoLearn Dictionary
معنی fatigue به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعب، فرسودگی، خستگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تایر، فرسودن، لاستیک چرخ
فرومانده، خسته
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.