incense
C2اسم/US /ˌɪnsˈɛns/ ĭns-ĔNS; UK /ˌɪnsˈɛns/ ĭns-ĔNS/
عود، بخور خوشبو، عود بخور خوشبو
JadoLearn Dictionary
معنی incense به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عود، بخور خوشبو، عود بخور خوشبو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جری کردن، ازجا در بردن
بر انگیختن، تحریک شدن، جری کردن
غیظ، قهر، خشم
سوزش دادن، آزردن، رنجاندن
گرمی، گرما، حرارت دادن
تیراندازی کردن، تیر انداختن، نار
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.