incommode
C2اسم/US /ɪnkəˈmoʊd/ ĭnkəˈmōd; UK /ɪnkəˈməʊd/ ĭnkəˈməō͝ōd/
ناراحت گذاردن
JadoLearn Dictionary
معنی incommode به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ناراحت گذاردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منغص کردن، تیره کردن، بر آشفتن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
دست مالی کردن
معذب داشتن، اسباب زحمت، مزاحمت فراهم آوردن
مضطرب ساختن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.