inflame
C2اسم/US /ɪnflˈeɪm/ ĭnfl-ĀM; UK /ɪnflˈeɪm/ ĭnfl-ĀM/
ملتهب کردن، بادکردن، بر افروختن
JadoLearn Dictionary
معنی inflame به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ملتهب کردن، بادکردن، بر افروختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تیراندازی کردن، تیر انداختن، نار
مشتعل کردن، گیراندن، روشن شدن
سوزش دادن، آزردن، رنجاندن
جری کردن، ازجا در بردن
عود، بخور خوشبو
غیظ، قهر، خشم
تهییج شدن، تهییج کردن، هیجان داشتن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.