inquiry
C1اسم/US /ˌɪnkwˈaɪrˌiː/ ĭnkw-ĪR-ē; UK /ˌɪnkwˈaɪrˌiː/ ĭnkw-ĪR-ē/
سراغ، بازپرسین، استعلام
JadoLearn Dictionary
معنی inquiry به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سراغ، بازپرسین، استعلام
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استفهام، باز خواست، بازجویی
پرسش، سئوال، مسئله
مداقه، بررسی دقیق
رسیدگی، تحقیق، بازپرسی
تحقیق کردن، پژوهش، تجسس
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.