instruct
C2صفت/US /ˌɪnstrˈʌkt/ ĭnstr-ŬKT; UK /ˌɪnstrˈʌkt/ ĭnstr-ŬKT/
آموزاندن، تعلیم دادن، آموختن به
JadoLearn Dictionary
معنی instruct به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آموزاندن، تعلیم دادن، آموختن به
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعلیم دادن، آموزش دادن، فرهیختن
مطلع کردن، خبر داشتن، واقف کردن
ترن، قطار، تربیت کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.