invent
C2اسم/US /ˌɪnvˈɛnt/ ĭnv-ĔNT; UK /ˌɪnvˈɛnt/ ĭnv-ĔNT/
اختراع کردن، ابداع کردن، ابتکار کردن
JadoLearn Dictionary
معنی invent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اختراع کردن، ابداع کردن، ابتکار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ارث گذاری، وصیت نامه
چار چوب، پاپوش دوختن، شاسی
طرح کردن، نقش زدن، رسم
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.