meddle
C2اسم/US /mˈɛdəl/ MĔD-əl; UK /mˈɛdəl/ MĔD-əl/
فضولی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی meddle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فضولی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مداخله کردن، پا بمیان گذاشتن، پارازیت دادن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.