oppose
C2اسم/US /əpˈoʊz/ əp-ŌZ; UK /əpˈoʊz/ əp-ŌZ/
معترض شدن، مصاف دادن، مخالفت کردن
JadoLearn Dictionary
معنی oppose به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معترض شدن، مصاف دادن، مخالفت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استقامت ورزیدن
تناقض داشتن، خلاف گفتن
حاشا کردن، نفی کردن، تکذیب کردن
بمبارزه طلبیدن
چک، خد
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.