pique
C1اسم/US /piːk/ pēk; UK /piːk/ pēk/
پارچه راهراهنخی، منبت کاری، دلخوری
JadoLearn Dictionary
معنی pique به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پارچه راهراهنخی، منبت کاری، دلخوری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رنجش، رنجیدگی
رنجش، تخرش، رنجیدگی
للج، لج، لجاجت
ناخشنود کردن
سوزش دادن، آزردن، رنجاندن
بر انگیختن، تحریک شدن، جری کردن
هایهو کردن، جور بجور کردن
نیش، گزش، خلش
سک زدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.