place
A1اسم/US /pleɪs/ plās; UK /pleɪs/ plās/
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی place به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وضع، موقعیت، وضعیت
نشاندن، محل اقامت، جا
اقامتگاه؛ منزل
پست، مثابه، سمت
محل خاص
محل
گله، خال، لک
دفتر، منصب، معاونت
کارمندی، استخدام، کارگزینی
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
امانت، اعتماد کردن، اعتماد داشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.