project
A1اسم/US /prˈɑdʒɛkt/ PRÄJ-ĕkt; UK /prˈɑdʒɛkt/ PRÄJ-ĕkt/
طرح ریزی کردن، پروژه، طرح
JadoLearn Dictionary
معنی project به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طرح ریزی کردن، پروژه، طرح
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرح کردن، نقش زدن، رسم
نقشه طرح کردن
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.