register
A1اسم/US /rˈɛdʒɪstɚ/ RĔJ-ĭst-ər; UK /rˈɛdʒɪstɚ/ RĔJ-ĭst-ər/
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
JadoLearn Dictionary
معنی register به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فهرست
کتاب فهرست، کاتالوگ
غلت، غل خوردن، در غلتیدن
صفحه، ضبط کردن، ضبط
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.