relieve
C2اسم/US /rɪlˈiːv/ rĭl-ĒV; UK /rɪlˈiːv/ rĭl-ĒV/
تغییر پست دادن، کارگشایی کردن، آسوده شدن
JadoLearn Dictionary
معنی relieve به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تغییر پست دادن، کارگشایی کردن، آسوده شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موجب کمک
مراعات حال کردن، یاری نمودن، اعانه دادن
مددکار، معونت، اعانه
دستگیری، کمک، معونت
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
سهولت، آسودگی، آسانی
تنویر کردن، سبک کردن، سبکبار کردن
تقلیل یافتن، تقلیل دادن، کاستن
برطرف کردن، ازاله نمودن، بر چیدن
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
شفا، درمان، علاج
جبران خسارت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.