slander
C1اسم/US /slˈændɚ/ SLĂND-ər; UK /slˈændɚ/ SLĂND-ər/
ذم، سعایت، عیب گوئی
JadoLearn Dictionary
معنی slander به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ذم، سعایت، عیب گوئی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدنام کردن، بهتان زدن، هتاکی کردن
بهتان زدن
دروغگو درآمدن، عوضی نشان دادن، بد وانمود کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.