sometimes
C2قید/US /səmtˈaɪmz/ səmt-ĪMZ; UK /səmtˈaɪmz/ səmt-ĪMZ/
گاهی، گه، گاه بگاهی
JadoLearn Dictionary
معنی sometimes به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گاهی، گه، گاه بگاهی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نه؛ بدون؛ در دسترس نیست
عملا، بالفعل، واقعا
دیگر بار، دو مرتبه، مجددا
عقیق
روبجلو، جلو
در فوق، در نوک
نیز، همچنین، مضافا بینککه
همه وقت
از قرار، ظاهرا، علیالظاهر
درپشت
عرفا، علیالرسم
درهر صورت، هرگز
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.