superintendence
C1اسم/US /ˌsuːpɚɹɪˈntɛndəns/ ˌsüpərrĭˈntĕndəns; UK /ˌsuːpəɹɪˈntɛndəns/ ˌsüpərĭˈntĕndəns/
نظامت
JadoLearn Dictionary
معنی superintendence به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نظامت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تفتیش، کنترل، وارسی
مواظبت کردن، تیمار، پروا داشتن
راستا، جهت، جانب
تسلط، ممیزی، استیلاء
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.