Grenze setzen
A2فعلوظیفه دار، متعهد، ملتزم
JadoLearn Dictionary
Grenze setzen یعنی وظیفه دار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.