Grund
A2اسموجه، حجت، جهت

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Grund یعنی وجه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وجه، حجت، جهت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نفری، ملت، تن
کشور، زمین
خواب مغناطیسی، هیپنوتیزم، القاء
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
بادخورده، نفرت انگیز، نکوهش
وجه، حجت، جهت
وجه، حجت، جهت
اظهارکردن، ایالتی، اشعار داشتن
اظهارکردن، ایالتی، اشعار داشتن
ابرام کردن، محرک آنی، القاء
روئی، بالایی، سرعت
نیک، خوب، ببالا فورانکردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.