Justierung
C1اسممقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
JadoLearn Dictionary
Justierung یعنی مقرر فرمودن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
تنظیم، مقرره، مقرر فرمودن
تنظیم، جااندازی، افول
تقارب، همگرائی، متقارب
یاتاقان، عنوان گذاری، سرفصل
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات، جهش، مقرر فرمودن
قلب، جایگردی، مقرر فرمودن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.