einstellen
B1فعلتاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
JadoLearn Dictionary
einstellen یعنی تاسیس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
درشکه، کجاوه، کالسکه
زعم، مظنه، عقیده
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
میل زدن، گمانه زدن، بس کردن
میل زدن، گمانه زدن، تشریف بردن
تسلیم شدن، تسلیم، صرف نظرکردن از
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.