ausrichten
B1فعلتاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
JadoLearn Dictionary
ausrichten یعنی تاسیس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
هم ترازی، صف بندی، هم ترازی صف بندی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
نقالی، نقل، ترابری
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
درچند، نرخ بستن، میزان
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.