Regulierung
C1اسمتنظیم، مقرره، مقرر فرمودن
JadoLearn Dictionary
Regulierung یعنی تنظیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنظیم، مقرره، مقرر فرمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنظیم، مقرره
انگیزه، انگیختگی، محرک
تنظیم، مقرره، تدارک
تنظیم، مقرره، تسلط
تنظیم، جااندازی، افول
تقارب، همگرائی، متقارب
یاتاقان، عنوان گذاری، سرفصل
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات، جهش، مقرر فرمودن
قلب، جایگردی، مقرر فرمودن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.