abandon
B2فعل/US /əbˈændən/ əb-ĂND-ən; UK /əbˈændən/ əb-ĂND-ən/
رها کردن؛ ترک کردن، رها کردن، ترک کردن
JadoLearn Dictionary
معنی abandon به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رها کردن؛ ترک کردن، رها کردن، ترک کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رهاسازی؛ ترک
سرراهی، خلوت
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
صحرایی، بیابان، بادیه
نگهداری کردن، نگه داشتن، حفظ نمودن
استمرار داشتن، ادامه داشتن، بکاری ادامه دادن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
جمع شدن؛ انباشتن
متهم کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.