abandoned
B2صفت/US /əbˈændənd/ əb-ĂND-ənd; UK /əbˈændənd/ əb-ĂND-ənd/
متروک؛ رهاشده، متروک، رهاشده
JadoLearn Dictionary
معنی abandoned به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متروک؛ رهاشده، متروک، رهاشده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کشتی متروکه
سرراهی، خلوت
مطلق؛ کامل؛ قطعی
انتزاعی؛ چکیده؛ استخراج کردن
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
قابل دسترس؛ قابل فهم؛ مناسب معلولان
پاسخگو؛ مسئول
شکمی؛ مربوط به شکم
در حال سوختن؛ درخشان
غیرطبیعی؛ نابهنجار
ناگهانی؛ تند و بیمقدمه
حواسپرت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.