abbreviate
B2فعل/US /əbrˈiːviːˌeɪt/ əbr-ĒV-ē-āt; UK /əbrˈiːviːˌeɪt/ əbr-ĒV-ē-āt/
مخفف کردن؛ کوتاه کردن، مخفف کردن، کوتاه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی abbreviate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مخفف کردن؛ کوتاه کردن، مخفف کردن، کوتاه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کوچک کردن، کوتوله شدن، کوتاه کردن
موافقتنامه، مبتلا شدن، به مقاطعه دادن
ریع کردن، منبسط ساختن، توسعه یافتن
درازتر کردن، دراز کردن، دراز شدن
رها کردن؛ ترک کردن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
جمع شدن؛ انباشتن
متهم کردن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن
لغو کردن؛ برانداختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.