abdicate
C1فعل/US /ˈæbdəkˌeɪt/ ĂBD-ək-āt; UK /ˈæbdəkˌeɪt/ ĂBD-ək-āt/
کنارهگیری کردن؛ استعفا دادن از سلطنت، کناره گیری کردن، استعفا دادن از سلطنت
JadoLearn Dictionary
معنی abdicate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنارهگیری کردن؛ استعفا دادن از سلطنت، کناره گیری کردن، استعفا دادن از سلطنت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اورنگ، عرش، مسند
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
استعفا دادن، استعفا کردن، مستعفی شدن
داعیه، طلب، مدعا
نگهداری کردن، نگه داشتن، حفظ نمودن
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
فراوان بودن
خودداری کردن؛ رأی ندادن
برجسته کردن؛ تأکید کردن
تجمع یافتن؛ تعلق گرفتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.