abhor
C1فعل/US /æbhˈɔr/ ăbh-ÔR; UK /æbhˈɔr/ ăbh-ÔR/
نفرت داشتن؛ بیزار بودن، نفرت داشتن، بیزار بودن
JadoLearn Dictionary
معنی abhor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نفرت داشتن؛ بیزار بودن، نفرت داشتن، بیزار بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حقد، نفرت، عداوت
تنفر، انزجار، بیزار کردن
سبب بیزاری، منزجر بودن
پسندیدن، متعجب ساختن، تحسین کردن
عشق داشتن، عاشق بودن، خاتر خواهی
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
فراوان بودن
خودداری کردن؛ رأی ندادن
برجسته کردن؛ تأکید کردن
تجمع یافتن؛ تعلق گرفتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.