abide
B2فعل/US /əbˈaɪd/ əb-ĪD; UK /əbˈaɪd/ əb-ĪD/
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، پایبند بودن، تحمل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی abide به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، پایبند بودن، تحمل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تمکین
اقامتگاه، بودباش، محل اقامت
حرف شنوی کردن، فرمانبرداری کردن، اطاعت کردن
تحمل کردن، تاب آوردن، بردباری کردن
بردباری کردن، مداومت بامری دادن، مداومت کردن
اطاعت نکردن، سرپیچی کردن، عاق کردن
وازدن، مطرود کردن، رد کردن
رها کردن؛ ترک کردن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
جمع شدن؛ انباشتن
متهم کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.