aboriginal
C1صفت/US /ˌæbɚˈɪdʒənəl/ ăb-ər-ĬJ-ən-əl; UK /ˌæbɚˈɪdʒənəl/ ăb-ər-ĬJ-ən-əl/
بومی؛ از نخستین ساکنان، بومی، از نخستین ساکنان
JadoLearn Dictionary
معنی aboriginal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بومی؛ از نخستین ساکنان، بومی، از نخستین ساکنان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اجدادی، نیاکانی، نسبی
محلی، بومی
ماندگر، خوش نشین، شهرک نشین
مستعمراتی
پایدار؛ ماندگار
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.