abound
C1فعل/US /əbˈaʊnd/ əb-OUND; UK /əbˈaʊnd/ əb-OUND/
فراوان بودن
JadoLearn Dictionary
معنی abound به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فراوان بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کثیر، بمقدار فراوان
فراوانی؛ وفور
پر بودن
آگندن، سرریز، لبریز بودن
فاقد بودن، نبود، عدم
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
خودداری کردن؛ رأی ندادن
برجسته کردن؛ تأکید کردن
تجمع یافتن؛ تعلق گرفتن
کنارهگیری کردن؛ استعفا دادن از سلطنت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.