abrasion
C1اسم/US /əbrˈeɪʒən/ əbr-ĀZH-ən; UK /əbrˈeɪʒən/ əbr-ĀZH-ən/
سایش؛ خراش سطحی، سایش، خراش سطحی
JadoLearn Dictionary
معنی abrasion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سایش؛ خراش سطحی، سایش، خراش سطحی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بتن کردن، ساییدگی، ملبس شدن
فرسایش، سایش، فساد تدریجی
ساییدن، خراش دادن، ستردن
ساییدگی، سایش، مالش
نرمی، روانی، صافی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.