absent
A2صفت/US /ˈæbsənt/ ĂBS-ənt; UK /ˈæbsənt/ ĂBS-ənt/
غایب؛ دور؛ فاقد، غایب، دور
JadoLearn Dictionary
معنی absent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غایب؛ دور؛ فاقد، غایب، دور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیبت؛ نبود
فرد غایب
مسترق، گم، مفقودالاثر
کنار، متصلا، بیک طرف
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
مست، دژم، پاتیل شده
منجمد، منجمده، یخبسته
مستور، غایب، آشکار نشده
شناخته، دانسته، معلوم
گذاردن، گستردن، هشتن
ربوده، دزدی، به سرقت رفته
ساییده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.