abuse
B2اسم/US /əbjˈuːs/ əby-O͞OS; UK /əbjˈuːs/ əby-O͞OS/
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن، سوءاستفاده، ازار
JadoLearn Dictionary
معنی abuse به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن، سوءاستفاده، ازار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تندی، دست درازی، خشونت
بهره برداری، استثمار
بد رفتاری
سوءاستعمال، بدبکار بردن، سوء استفاده
مواظبت کردن، تیمار، پروا داشتن
وقایه، محافظه، محارست
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
صومعه؛ کلیسای صومعه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.