abut
C2فعل/US /əbˈʌt/ əb-ŬT; UK /əbˈʌt/ əb-ŬT/
هممرز بودن؛ مجاور بودن، هم مرز بودن، مجاور بودن
JadoLearn Dictionary
معنی abut به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هممرز بودن؛ مجاور بودن، هم مرز بودن، مجاور بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
همجوار
حد
سرحد، مرزی، سجاف کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.