access
B1اسم/US /ˈæksˌɛs/ ĂKS-ĕs; UK /ˈæksˌɛs/ ĂKS-ĕs/
دسترسی؛ دسترسی داشتن، دسترسی، دسترسی داشتن
JadoLearn Dictionary
معنی access به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دسترسی؛ دسترسی داشتن، دسترسی، دسترسی داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شخص مفید، فراهمی، دسترسی
رخصت، اجازه، اذن
ادخال
اعتراف، بارداد، دخول
حیطه، فرا رسیدن، رسیدن
رد، انکار، ابا
غیبت؛ نبود
لهجه؛ تکیه؛ برجسته کردن
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات
حسابدار
آکادمی؛ مدرسه تخصصی
اسید؛ اسیدی؛ تند
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.