accusation
B2اسم/US /ˌækjəzˈeɪʃən/ ăky-əz-ĀSH-ən; UK /ˌækjəzˈeɪʃən/ ăky-əz-ĀSH-ən/
اتهام؛ ادعا علیه کسی، اتهام، ادعا علیه کسی
JadoLearn Dictionary
معنی accusation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اتهام؛ ادعا علیه کسی، اتهام، ادعا علیه کسی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
داعیه، طلب، مدعا
نکوهش، سرزنش، تقصیر بگردن گذاردن
ادعا
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
پدآفند، استحکامات، تدافع
رد، انکار، ابا
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.