accustom
C1فعل/US /əkˈʌstəm/ ək-ŬST-əm; UK /əkˈʌstəm/ ək-ŬST-əm/
عادت دادن؛ خو گرفتن، عادت دادن، خو گرفتن
JadoLearn Dictionary
معنی accustom به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عادت دادن؛ خو گرفتن، عادت دادن، خو گرفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تطبیق دادن
انطباق یافتن، تنظیم کردن، تعدیل کردن
عادت دادن، معتاد شدن
آشنا ساختن، خودمانی شدن، آشنا کردن
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
فراوان بودن
خودداری کردن؛ رأی ندادن
برجسته کردن؛ تأکید کردن
تجمع یافتن؛ تعلق گرفتن
کنارهگیری کردن؛ استعفا دادن از سلطنت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.