acquaintance
C2اسم/US /əkwˈeɪntəns/ əkw-ĀNT-əns; UK /əkwˈeɪntəns/ əkw-ĀNT-əns/
معرفت، آشنا، شناسا
JadoLearn Dictionary
معنی acquaintance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معرفت، آشنا، شناسا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آشنایی، موانست
محرمیت، دمسازی، صمیمیت
هم صحبتی، پژوهانه
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.