acquiesce
C1اسم/US /ˌækwiːˈɛs/ ăkw-ē-ĔS; UK /ˌækwiːˈɛs/ ăkw-ē-ĔS/
تن در دادن
JadoLearn Dictionary
معنی acquiesce به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تن در دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بر آوردن، اجابت کردن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
همری بودن، مماشت کردن، متفق بودن
راضی شدن، رضامندی، رضایت
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
دمساز شدن
تطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.