adhere
C1اسم/US /ədhˈɪr/ ədh-ĬR; UK /ədhˈɪr/ ədh-ĬR/
چسباندن، جور بودن، چسبیدن
JadoLearn Dictionary
معنی adhere به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چسباندن، جور بودن، چسبیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
شکافتن سلول
چسبیدن
برگزار کردن، دردست داشتن، منعقد ساختن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.