adjoining
C1صفت/US /ədʒˈɔɪnɪŋ/ əj-OIN-ĭng; UK /ədʒˈɔɪnɪŋ/ əj-OIN-ĭng/
مجاور
JadoLearn Dictionary
معنی adjoining به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مجاور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
همجوار
قریب، در مجاورت، در کنار
همجوار، مجاور
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.