age
A1اسم/US /eɪdʒ/ āj; UK /eɪdʒ/ āj/
سالخورده شدن، عصر، قدم
JadoLearn Dictionary
معنی age به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سالخورده شدن، عصر، قدم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نوبت، گاهگذشت، وقت
دوران، دوره، مدت
نسل، ذریه، تولید
سالمندی، سالمه، خرما
آغاز تاریخ، عصر تاریخی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.