aggregate
C1صفت/US /ˈæɡrəɡət/ ĂGR-əg-ət; UK /ˈæɡrəɡət/ ĂGR-əg-ət/
جمع شده، متراکم ساختن، جمع شده متراکم ساختن
JadoLearn Dictionary
معنی aggregate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جمع شده، متراکم ساختن، جمع شده متراکم ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جمع شدن؛ انباشتن
پرز، کومه، توده
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.