alien
A1صفت/US /ˈeɪliːən/ ĀL-ē-ən; UK /ˈeɪliːən/ ĀL-ē-ən/
غریب، ناسازگار بودن، غریبه بودن
JadoLearn Dictionary
معنی alien به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غریب، ناسازگار بودن، غریبه بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
یکجور، همرنگ، همشکل
جملگی، جمیع، تماما
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.