antique
A1صفت/US /æntˈiːk/ ănt-ĒK; UK /æntˈiːk/ ănt-ĒK/
عتیق، عتیقه، عتیق عتیقه
JadoLearn Dictionary
معنی antique به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عتیق، عتیقه، عتیق عتیقه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باستانی، دیرنه، عتیقه
مهمل، غیرمتداول، متروک کردن
امل، آدم قدیمی، آدم امل
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.