ashore
C1قید/US /əʃˈɔr/ əsh-ÔR; UK /əʃˈɔr/ əsh-ÔR/
بکنار، درساحل، بکنار درساحل
JadoLearn Dictionary
معنی ashore به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بکنار، درساحل، بکنار درساحل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقب؛ غافلگیر
شکوفا، پر شکوفه
همسطح؛ همردیف؛ آگاه
بفراوانی
یک ور
فعالانه
بحدت
معترفا
برپا
هواسان
بطور نزدیک، کما بیش، تقریبا
به ترتیب الفبا، الفبائی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.