attach
C2اسم/US /ətˈætʃ/ ət-ĂCH; UK /ətˈætʃ/ ət-ĂCH/
الصاق کردن، ضمیمه کردن، الصاق کردن ضمیمه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی attach به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
الصاق کردن، ضمیمه کردن، الصاق کردن ضمیمه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مکلف کردن، مقید کردن، جلد کردن
علاقه، بستن، گره زدن
بستن، محکم کردن
بهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
ضمیمه کردن، ضمیمه سازی
پیوست کردن
فاتحشدن، غلبه یافتن بر، پیروز شدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.